1) آرامش روانی:
نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار، هيجانها و التهابهای جنسی را فزوني میبخشد و تقاضای سكس را بصورت يك عطش روحی و يك خواست اشباع نشدنی در می آورد. غريزه جنسی، غريزه ای نيرومند و عميق است، هر چه بيشتر اطاعت شود سركش تر میشود، همچون آتش كه هر چه به آن بيشتر خوراك بدهند، شعله ورتر میشود.
به هر حال اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه كامل كرده است؛ و لذا تدابيری برای تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و در اين زمينه، هم برای زنان و هم برای مردان، تكليف معين كرده است. يك وظيفه مشترك كه برای زن و مرد، مقرر فرموده مربوط به نگاه كردن است: « قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ... قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن
»خلاصه اين دستور اينست كه زن و مرد نبايد به يكديگر خيره شوند، نبايد چشم چرانی كنند، نبايد به قصد لذت بردن به يكديگر نگاه كنند. يك وظيفه هم، خاص زنان مقرر فرموده است و آن اينست كه بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوه گری و دلربائی نپردازند.
اما علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است، اينست كه ميل به خودنمائی و خودآرائی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شكار است و زن شكارچی. همچنانكه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچی. در هيچ جای دنيا سابقه ندارد كه مردان لباسهای بدن نما و آرايشهای تحريك كننده به كار برند. اين زن است كه به حكم طبيعت خاص خود میخواهد دلبری كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسير سازد. لهذا برهنگی از انحرافهای مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گرديده است.
روح بشر فوق العاده تحريك پذير است. اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيری روح بشر محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام میگيرد. همانطور كه بشر از تصاحب ثروت و جاه و مقام سير نمیشود، در ناحيه جنسی نيز چنين است. هيچ مردی از تصاحب زيبا رويان و هيچ زنی از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان سير نمیشود. و از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و هميشه مقرون است به نوعی احساس محروميت. دست نيافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بيماريهای روانی میگردد.
2) استحكام پيوند خانوادگی:شك نيست كه اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محيط خانوادگی و در كادر ازدواج مشروع، پيوند زن و شوهری را محكم میسازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر میشود. فلسفه پوشش و منع كاميابی جنسی از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگی اينست كه همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت كردن او به شمار برود، در حالی كه در سيستم آزادی كاميابی، همسر قانونی از لحاظ روانی يك نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار میرود و در نتيجه كانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پايه گذاری میشود.
در سيستم روابط آزاد جنسی، پيمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه میدهد و آنها را ملزم میسازد كه به يكديگر وفادار باشند و در سيستم اسلامی به محروميت و انتظار آنان پايان میبخشد. سيستم روابط آزاد اولاً موجب میشود كه پسران تا جائی كه ممكن است از ازدواج و تشكيل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامی كه نيروهای جوانی و شور و نشاط آنها رو به ضعف و سستی مینهد، اقدام به ازدواج كنند و در اين موقع زن را فقط برای فرزند زادن و احياناً برای خدمتكاری و كلفتی بخواهند، و ثانياً پيوند ازدواجهای موجود را سست میكند و سبب میگردد به جای اينكه خانواده بر پايه يك عشق خالص و محبت عميق استوار باشد و هر يك از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند، بر عكس به چشم رقيب و عامل سلب آزادی و محدوديت ببيند و چنانكه اصطلاح شده است، يكديگر را زندانبان بنامند.
3) استواری اجتماع:كشانيدن تمتعات جنسی از محيط خانه به اجتماع، نيروی كار و فعاليت اجتماع را ضعيف میكند. برعكس آنچه كه مخالفين حجاب خرده گيری كرده و گفته اند: "حجاب موجب فلج كردن نيروی نيمی از افراد اجتماع است" ، بی حجابی و ترويج روابط آزاد جنسی موجب فلج كردن نيروی اجتماع است.
آنچه موجب فلج كردن نيروی زن و حبس استعدادهای اوست، حجاب به صورت زندانی كردن زن و محروم ساختن او از فعاليتهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی است و در اسلام چنين چيزی وجود ندارد. اسلام نه میگويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه میگويد حق تحصيل علم و دانش ندارد و نه فعاليت اقتصادی خاصی را برای زن تحريم میكند. اسلام هرگز نمیخواهد زن بيكار و بيعار بنشيند و وجودی عاطل و باطل بار آيد. پوشانيدن بدن به استثناء وجه و كفين مانع هيچگونه فعاليت فرهنگی يا اجتماعی يا اقتصادی نيست. آنچه موجب فلج كردن نيروی اجتماع است، آلوده كردن محيط كار به لذتجوئيهای شهوانی است.
آيا اگر پسر و دختری در محيط جداگانهای تحصيل كنند و فرضاً اگر در يك محيط درس میخوانند، دختران بدن خود را بپوشانند و هيچگونه آرايشی نداشته باشند، بهتر درس میخوانند و فكر میكنند و به سخن استاد گوش میكنند يا وقتی كه كنار هر پسری يك دختر آرايش كرده با دامن كوتاه تا يك وجب بالای زانو نشسته باشد؟ آيا اگر مردی در خيابان و بازار و اداره و كارخانه و غيره با قيافه های محرك و مهيج زنان آرايش كرده دائماً مواجه باشد، بهتر سرگرم كار و فعاليت میشود يا در محيطی كه با چنين مناظری روبرو نشود؟
4) ارزش و احترام زن:
مرد به طور قطع از نظر جسمانی بر زن برتري دارد. از نظر مغز و فكر نيز برتري مرد لااقل قابل بحث است. زن در اين دو جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد، ولی زن از طريق عاطفي و قلبی هميشه برتري خود را بر مرد ثابت كرده است. حريم نگهداشتن زن ميان خود و مرد يكی از وسائل مرموزی بوده است كه زن برای حفظ مقام و موقع خود در برابر مرد از آن استفاده كرده است.
اسلام زن را تشويق كرده است كه از اين وسيله استفاده كند. اسلام مخصوصاً تأكيد كرده است كه زن هر اندازه متينتر و با وقارتر و عفيفتر حركت كند و خود را در معرض نمايش برای مرد نگذارد، بر احترامش افزوده میشود. قرآن كريم در سوره احزاب پس از آنكه توصيه میكند زنان خود را بپوشانند، میفرمايد: « ذلك ادنی ان يعرفن فلا يؤذين ». يعنی اين كار برای اينكه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختيار مردان قرار نمیدهند بهتر است، و در نتيجه عفت و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبكسر میگردد
.










